خاطرات استخر(طرح :محمد حسین -رنگ امیزی: دوقلوها)
منو داداشم روز چهارشنبه چون پسر خوبی بو دیم ازپدرم اجازهگرفتیم که با دایی رسو لم
شب به استخربرویم جای همه خالی بود. ما داخل استخرشدیم وعمو کمال لباسه مرا دراورد
ورسول دایی هم لباس داداشم را دراورد ورفتیمسرمون را شستیم

.وبعد شنا کردیم و بعد سیروس دایی مو دیدیم وسیروس دایی من را هل دادتوی آب ورسول
داییم من را کمک کرد وبعد توی آب بازی و شنا کردیم وشب ساعت 12 به خانه آمدیم .



محمدحسین حاجی زاده
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

خاطرات استخر(طرح :محمد حسین -رنگ امیزی: دوقلوها)
