اول مهر (محمد حسین)
من خوابیده بودم که صبح زود داداشم من رو بیدار کرد و گفت داداش بلند شوبریم مدرسه و مامانم گفت
زود کمی استراحت کنین بعد با بابا و من بریم مدرسه.داداشم خوابید ومن هنوز بیدار بودم که مامانم گفت
داداشتو بلند کن بریم .من او را بلند کردم سبحانه خوردیم و لباسهای تازه مان را پوشیدیم و رفتیم مدرسه
و به کلاس دوم یک سبت نام شدیم.خیلی خوشحال بودیم بعد شب بابا برای مدرسه رفتن ما کیک خرید .
راستی اسم اقا معلم ما اقای نبوی است.

اینم موقع بریدن کیک که فکر میکردیم چه طوری ببریم که به ما بیشتر برسه

اینم قیافه داداشم موقعی که من کیک رو می بریدم داره فکر میکنه کدوم قسمت بزرگتر .
اون شب مادر و رسول دایی هم به خاطر ما اومدن خونمون.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

اول مهر (محمد حسین)
